عظيم عظيم پور

68

امام على (ع) در نهج البلاغه (فارسى)

و حياط آن پر از جمعيت شد ، آنگاه از آنها خواست تا از على ( ع ) بيزارى جويند ، زياد مىدانست كه آنها از چنين كارى خوددارى مىكنند امّا خواست تا اين را بهانه‌اى براى نابودى آنها و ويرانى خانه‌هايشان قرار دهد . . . كسى از قصر بيرون آمد و به مردم گفت برويد كه امروز مشغول هستم ، كار من و شما براى روز ديگرى بماند . زياد را بيمارى طاعون گرفت كه مىگفت نيمى از بدنم در اثر حرارت اين بيمارى در آتش است تا اينكه بمُرد . » « 1 » امام ( ع ) از به حكومت رسيدن معاويه خبر مىدهد امام ( ع ) از روى كار آمدن شخص پليدى براى يارانش پيشگوئى كرده مىفرمايد : « أَمَا إِنَّهُ سَيَظْهَرُ عَلَيْكُمْ بَعْدِى رَجُلٌ رَحْبُ الْبُلْعُومِ ، مُنْدَحِقُ الْبَطْنِ ، يَأْكُلُ مَا يَجِدُ ، وَ يَطْلُبُ مَا لا يَجِدُ ، فَاقْتُلُوهُ ، وَ لَنْ تَقْتُلُوُه ! أَلَا وَ إنَّهُ سَيَأْمُرُكُمْ بِسَبّى وَ الْبَرَاءَةِ مِنّىِ ، فَأَمَّا السَّبُّ فَسَبُّونى فَإِنَّهُ لِى زَكَاةٌ ، و لَكُمْ نَجَاةٌ ، وَ أَمَّا الْبَرَاءَةُ فَلَا تَتَبَرَّأُوا مِنّىِ ، فَإِنّىِ وُلِدْتُ عَلَى الْفِطْرَةِ وَ سَبَقْتُ إِلَى الْإِيمَانِ وَ الْهِجْرَةِ » « 2 » ؛ آگاه باشيد كه به زودى پس از من مردى گشاده گلو و شكم برآمده بر شما غالب مىشود . هر چه بيابد مىخورد و هرچه نيابد مىطلبد . ( در صورت توانايى ) او را بكشيد و او را هرگز نتوانيد كشت . و بدانيد كه او شما را به ناسزا گفتن من و بيزارى جستن از من فرمان خواهد داد . اگر براى دشنام دادن من مجبور واقع شديد ، پس مرا دشنام دهيد كه آن براى من زكات و براى شما راه نجات است . امّا اگر به بيزارى جستن از من وادار شديد ، از من بيزارى مجوييد ( در باطن دوست‌دار من باشيد ) ، زيرا من بر فطرت اسلام زاده‌ام و در ايمان و هجرت پيشى جسته‌ام . علما و شارحان نهج‌البلاغه در مقصود امام ( ع ) از اين شخص كه پس از او بر مردم غالب خواهد آمد به اختلاف سخن گفته‌اند ، برخى معتقدند مغيره بن شُعبه است ، بعضى گويند زياد بن ابيه است و گروهى براين باورند كه مقصود امام ، معاويه است و برخى اعتقاد دارند كه منظور امام حجاج بن يوسف است .

--> ( 1 ) . شرح‌ابن ابىالحديد ، چاپ بيروت ، رحلى ، ج 1 ، ص 286 ( شرح خطبه 47 ) . ( 2 ) . نهج‌البلاغه ، خطبه 57 .